محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )

25

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )

و امير المؤمنين عليه السّلام ميفرمايد كه : بنده در طلب روزى حلال بايد كه چنان بود كه هرگز نخواهد مردن ، و در طاعت چنان بود كه يك ساعت نخواهد ماندن . 68 - آفة الشّجاعة البغى . ( 1 ) هست بيداد آفت مردى * شايد ار گرد ظلم كم گردى آفت مردانگى سركشى كردنست ؛ يعنى هر كه مردانه و دلير بود سركشى كند ، و [ هر كه ] با مردم تطاول و سركشى جويد زود باشد كه هلاك شود . 69 - آفة السّماحة المنّ . ( 2 ) آفت سخاوت منت نهادن بود . منّت است آفت جوانمردى * ترك كن منّت ارسخا كردى هر كه با كسى خير كند پس با وى نمايد « 1 » كه من چنين كردم بهر وجهى كه باشد تا « 2 » خواهد كه مردم بدانند خيرى كه وى كرده باشد ؛ ويرا در آن هيچ منفعتى نباشد نه در دنيا و نه در آخرت . و مصطفى عليه السّلام ميفرمايد كه : خداى تعالى روز رستاخيز « 3 » اوّل قرآن خوان را گويد و پرسد كه : ترا زيركى و خاطر تند دادم تا بتوفيق من كتاب من بدانستى ؛ چه كردى ؟ - گويد كه : پيوسته ميخواندم ؛ خداى تعالى گويد : دروغ ميگوئى كه از بهر آن ميخواندى تا گويند كه : فلان كس قرآن داند و نيك ميخواند ، و مالدار را گويد كه : ترا مال دادم و مستغنى كردم از مردم ؛ چه كردى ؟ - جواب دهد كه : پيوسته همى دادم ، گويد : دروغ ميگوئى كه از بهر آن دادى كه گويند : فلان سخيست . 70 - آفة الجمال الخيلاء . ( 3 ) آفت جمال تكبّر كردنست ؛ يعنى هر كه در وى جمالى بود به صورت يا بزينت

--> ( 1 ) در اصل : « هاوى نمايد » و در نسخهء ديگر : « ظاهر نمايد » و معنى : « با وى نمايد » آنست كه بر رخ او كشد و بعنوان منّت بر وى اظهار كند . ( 2 ) در نسخهء ديگر : « قيامت » . ( 3 ) كذا در هر دو نسخه و معنى نيز درست است و با وجود اين ميتواند نيز كه « يا » باشد .